سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

روز بارانی

1391/8/25 17:21
نویسنده : مامان
117 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوست جونیا.

امروز یه روز بارونی خیلی قشنگه و من سرشارم از روحیه شاد و انرژی مثبت. از سر عصری صدای قشنگ رعد و برق کل آسمون شهر رو پر کرده و من واقعا دیگه داشت فراموشم میشد رعد و برق چه شکلی بود و فقط گفتم خدایا شکرت!!!

 بعد از گذشت 2 ماه از فصل زیبای پاییز رنگ و بوی پاییز . زمستان به شهرمون نیومده و یا حداقل من اینجور تصور میکنم. چون رنگ و بوی هوا مثل بهار شده تا پاییز. هوا هم نه سرده نه گرم.

امروز هوا بی نهایت زیبا و ملس شده و صد البته دو نفره. نیشخنداما طبق روال همیشگی نفر دوم من نیست. و دل صابمرده من حسابی واسش تنگیده. پس از چند سال یاد اون شب بارونی افتادم. شب عید غدیر که مراسم خواستگاری کنون دونفره همسری از اینجانب صورت گرفت.

عزیزم یاد اون روزا بخیر. یادمه شب اومد دنبالم و منو خیلی شیک و باکلاس به یه رستوران با غذاهای خوش مزه برد.

یه چی بهتون بگم عزیزااااااااااااااااا؟ همسری ما بینهایت غیرتی تشریف دارن. و اون شب که برای اولین بار باهاش با شال بودم. (چون همکلاسیم بود و همیشه منو تو مانتو مقنعه دانشگاهی دیده بود...) به ما گیر داد که موهاتون از پشت شال پیداست. منتظر فدااااااااااااااااااش. منم که ندید پدید عاشقش شدم. خوشمزهیعنی عاشقش شدمااااااااااا. عاشق مرداییم که به زنشون و بچشون توجه و غیرت دارن.

 یه چیزی دوس جونا دلم خیلی واسه دربند تنگیده.افسوس بعد از 4 سال پیش که از تهران اومدم دیگه نشد برم. درگیریای کار و دانشگاه هیچوقت نزاشت.دعام کنید بتونم دوباره برم. یکی دربند یکیم حرم امام رضا. این دوجا رو خیلی دوست دارم و بهم آرامش میدن. البته جنگل هم همینطور.نیشخند

عاشقتونم مواظب خودتون باشییییییییید. :)قلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)